دلاور اوغوز
در روزگاران اوغوزها، جنگجوی نامداری بود به نام قونلی قوجا، که پسر نیرومند و بی باکی به نام قون تورالی داشت. روزی قانلی قوجا پسرش را نزد خود خواند و گفت:
پسرم، من دیگر پیر شده ام. آرزو دارم پیش از مرگ ترا داماد کنم.

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 16:2 توسط هومن
|