مبارزات مستمر ضد خانخاني، فروپاشي كامل انواع قدرت هاي متمركز و قانون زور و جور مقتدران (در خارج از آسياي ميانه نيز) از عوامل عمده نهضت هاي مردمي برشمرده مي شد. گروههاي شورشگر رابطه نزديكي با توده مردم داشتند و اعضاي بيشتر اين گروهها، نه از ميان طبقه زمين دار و ثروتمند، بلكه از ميان توده مردم بودند. ادبيات عاميانه در وجه كلي هود اين نوع شورش ها را هرگز رد نكرده است. از اين رو بازتاب اين شورش ها را مي توان در ادبيات عاميانه به نيكي دريافت. در اين مقام آراي بي طرفانه و نقادانه و يا داروهاي عيني را در خصوص اين شورش ها بر مي نگريم.

در نگاه نخست بايد به خاطر داشت كه چرخه حماسي قصه شورش كوراوغلو دقيقا يك چرخه حماسه تركي شرق و يا به طور كلي تركمني است. در حقيقت داستان هاي حماسي كوراوغلو در سنت عاميانه تاجيكستان، مي رساند كه حيات فرهنگي تاجيك پس از ارتباط با غرب ايران، با فعاليت هاي فرهنگي اقوام ترك نژاد شرق بخصوص ازبكان و تركان پيوند نزديك برقرار كرده است.

حماسه عاميانه كوراوغلو در تاجيكستان با روايات گوناگوني شناخته شده است. اين حماسه ها در شمال تاجيكستان منثور است (به احتمال تحت تأثير روايات ازبكي) و در مناطق ديگر براساس گرايش ايراني، منظوم است. اشعار حماسه كوراوغلو موزون نيست، بلكه بيشتر از حروف مصوت شكل گرفته است. حماسه كوراوغلو را همچون شاهنامه خواننده اي با »دو تار« و شيوه خاصي بازخواني مي كرده است. مخاطبان كه معمولا شمار آنها بيست تا سي نفر بودند، دور خواننده گرد مي آمدند و مدت هفت، هشت ساعت بي وقفه به اين حماسه گوش مي سپردند، بازخواني اين اشعار با ريتم تندي صورت مي گرفت و طرح داستان به سرعت گسترش مي يافت و خواننده در موقع اجرا به شور و شوق مي آمد. اين حالت اغلب بابديهه سرايي همراه بود.

جالب نظر اينكه خود كوراوغلو همچون كيكاووس در شاهنامه و يا ولدييمر در بيليناس (Bilinas) روسيه در عمليات يا لشكركشي و نبرد شركت نمي جست. كوراوغلو به طور كلي در گيراندن قصه كه با وقايع مجزايي به هم پيوند مي خورد، نقش فعالي داشت. خواننده يا »ساقي« هم در چرخه حماسي كرد و كاري مشابه داشت.

طرح اصلي چرخه حماسي كوراوغلو به طور خلاصه به قرار زير است:

وجود كار و عدالت در يك منطقه خيالي به نام چامبول (Chambul) يا چمبيل (Chamjbil) كه هجم شماري از شاهان ستمگر و بخصوص كشور پادشاه تراب و ريحان عرب (اصطلاح عرب به احتمال يادآور اختلافات طبقاتي است. ولي مردم چمبول، يك تنه به همراهي رهبران قهرمان به دفاع رهبران قهرمان به دفاع برمي خيزند و به ضد حمله دست مي زنند و آزاديشان را پاس مي دارند. حق و عدالت پيروز مي شود، شخصيت محوري در چرخه حماسي كوراوغلو، عوض (كه اغلب عيوض خان ناميده مي شود) است كه از اشراف نيست، بلكه فرزند يك قصاب است. اختلاف بين ‌توده‌ مردم‌ و اشراف در وقايعي چهره مي نمايد. از جمله انتخاب شاه قانوني (يعني شاه داراي فر) از ميان رعايا و يا ديدارهاي متعدد در جنگ بين عوض خان و احمدخان، نمونه ‌ديگر زماني ‌است‌ كه‌ احمد خان به كوراوغلو سلطان كه پيشتر چوپاني مي كرد بي سبب  نسبت په او  اهانت‌مي‌كند.

ارزيابي ميزان كل اين اثر حماسي و تمام چرخه هاي آن به دليل اينكه از ثبت چرخه حماسي اش زمان ديرآهنگي نمي گذرد، دشوار است. حتي با اينكه كل »داستان« هاي آن بالغ بر صد هزار بيت است ولي از شمار آنها اطلاع دقيقي در دست نيست. بعضي از »داستان« ها در بردارنده شش هزار بيت و بقيه هزار بيت و يا اندك است. بنا به اعتقاد پاره اي افراد تعداد »داستان« هاي آن هم حدود بيست »داستان« است. ولي شمار آنها امكان دارد تا پنجاه هم برسد. در اين داستان ها توده عظيمي از ادبيات شفاهي عاميانه گرد آمده است. اگر چرخه هاي كوتاه سنن عاميانه راجع به رستم، سياوش، اسفنديار و ساير قهرمانان را به ياد بياوريم، در اين مقام حماسه هاي شفاهي عاميانه و منتقل شده تا تاجيكستان، براستي زياد و متنوع است. به همين دليل است كه حماسه كوراوغلو از حماسه هاي كامل و تكوين يافته برشمرده نمي شود. حتي اخيرا چرخه جديدي از اين حماسه كه موضوع آن پاره اي از نهضت باسماچيان را در بر مي گيرد، ظاهر شده است. پويايي و ناميرايي چرخه حماسه كوراوغلو از آذربايجان تا تاجيكستان، از اينجا پيداست كه عزيز حاجي بيگف آن را به همراهي محمدسعيد اردوبادي در اپراي معروف »كوراوغلو« اجرا كرده كه از اقبال عموم برخوردار شده است.

سنت هاي حماسه كوراوغلو به رغم اختلافات و تمايزات زباني، مذهبي و تحول فرهنگي اقوام گوناگون خاور نزديك، در تمامي مناطق اين سرزمين ها رواج دارد. موضوعات حماسه كوراوغلو كه در بيشتر اقوام شناخته شده، در همه جا قابل دمسازي و انطباق نيست. جهات گوناگوني را كه اين موضوعات توسعه و تحول يافته اند، به راحتي مي توان تشخيص داد. كهن ترين موضوع حماسه كوراوغلو در آذربايجان، بخصوص در آذربايجان، ايران به چشم مي خورد. اين موضوعات از قرار معلوم منعكس كننده زمينه واقعي رويدادهاي حماسه است.

كوراوغلو در روايت آذربايجاني اين حماسه، شورشگري از تركمنستان با تبار ايلياتي است. كوراوغلوي شجاع در نظر عامه مردم ياغي خشن نيست، بلكه فردي قدرتمند و نجيب زاده و دشمن اغنياء و پشتيبان فقرا است. او فقط در عشق به راه اشراف مي رود. ولي جملگي پيروان او از توده مردم هستند. شواهدي در دست است كه نشان دهنده شباهت روايت آذربايجاني حماسه كوراوغلو با Ataman Mazeppa  اوكراين است دور نيست كه در شكل گيري و تكامل حماسه كوراوغلو، نمونه هاي باستاني قهرمانان اسلامي بي تأثير نبوده باشند. با وجود اين، اختلافات زيادی هم در اين ميان به چشم مي خورد. رستم همچون يك نفر شواليه دلسپرده و وفادار به مفهوم واقعي فئودال است و حال آنكه كوراوغلو جنگاوري است كه ارزشي در خور به آزادي و حرف و عمل خود قايل است.

روايت سنت هاي حماسي كوراوغلو در آذربايجان، پيوند نزديكي با روايات گوناگون با روايت حماسي آذربايجان در اين است كه شخصيت ها حالت تاريخي اندكي دارند و بعضي از وقايع آن ساختگي است. اين روايت يك روايت واقعي تركانه است كه در آن روايت نيمه تاريخي به تدريج به رمانس عاميانه رزمي تبديل شده است.

»داستان« هاي كوراوغلو در آسياي ميانه نيز داراي شخصيت هاي ويژه خود است. اين »داستان« ها با »داستان« هاي كوراوغلو در آذربايجان فرق دارد. يك رشته از اين داستان ها در آسياي ميانه از آن روايت هاي تركمنستان، ازبكستان، تاجيكستان و قزاقستان است. اين گروه از داستان ها در تحول حماسي را در برگرفته است. اين امر و شايد هم درست به همين دليل، موضوعات كوراوغلو نتوانسته پايگاه خود را در برابر چرخه هاي حماسي كهن ترين قزاقستان حفظ كند و به اوج كمالي كه در جاهاي ديگر بدان دست يافته، دست يابد.

بنابراين روايت هاي آذربايجاني و ازبكستاني حماسه كوراوغلو را (كه هر دو از معروف ترين آنهاست) مي توان نمونه هاي مخالف اشكال عمومي متحول آن برشمرد. البته در مورد روايت حماسي كوراوغلوي ازبكستان بايد به خاطر داشت كه با اينكه چرخه هاي زيادي از خود فرانموده، ولي هنوز نتوانسته نظام متشكلي از سنت هاي حماسي را پديد آورد. حماسي هاي عاميانه هرگز همگون نبوده و جز به صورت عمومي هم در شخصيت هاي عمده حماسه با يكديگر همخواني نداشته است. در اين نوع شرايط نمي توان انتظار بهتري داشت. ولي شرح حال حماسي به تدريج در هم تنيده شده و رفته رفته دو گونه نسبت نامه اي را پديد آورده است.

چنانكه اشاره رفت، چرخه »داستان« هاي ازبكي كوراوغلو با شخصيت محوري همچون كوراوغلو در مقايسه با روايت هاي كهن نيمه تاريخي آنها در آذربايجان از تبديل سنت به چرخه حماسي و يا رمانس رزمي عاميانه با ويژگي هاي قصه گون، راه درازي را پيموده است.

كوراوغلوي روايت حماسي ازبك، شورشگر و خنياگر (عاشيق) نيست، بلكه از نجيب زادگان اصيل و بيك ازبكي و يا تركمني است. او حاكم عادل سرزمين خويش است. مردم زير سايه خردورزي و دانشوري او زندگي سعادتمندانه اي دارند و هنگامي كه دشمني به اين سرزمين حمله مي كند جز استواري مردم آن ناكامي و هزيمت چيزي نصيب نمي برد. بنابراين كوراوغلو در اينجا الگويي براي حكمرانان و رهبران مردم شده است. همراهان او خانزاده و بيك زاده نيستند، بلكه پريان دلربايي از سرزمين خيالي كويكف Kuykof هستند. حتي به خود كوراوغلو هم قدرت هاي خارق العاده نسبت داده شده است. ولي اين انتشارات هم تخيل بي كرانه را ارضا نكرده، چرا كوراوغلو در يكي از افسانه هاي مذهبي ازبك از پشتيباني ويژه خضر نبي و چهل تن مقدس برخوردار شده است. سرانجام او در يكي ديگر از سنت هاي مذهبي، هنباز حضرت علي(ع) برشمرده شده.

ـ علي(ع) همسن بوده است. از اين رو چرخه حماسي كوراوغلو در ازبكستان، به رمان عاميانه رزمي شبيه است و در ضمن در بردارنده لحن و لون عرفاني و بعضي از تحريف هاست و نيز نشانه‌هايي از مذهب تشيع دارد.

آرمان سازي شخصيت كوراوغلو در تركمنستان شروع شد. در اينجا ضمن اينكه بعضي از چرخه هاي حماسي كهنه است، عناصر اسطوره اي هم وارد اين چرخه ها شده است مثلا به تفسير جديدي از نام كوراوغلو بايد توجه كرد. در روايت اصلي آذربايجان نام كوراوغلو يعني فرزند يك نفر كور است، ولي در روايت ازبكستان تفسيري ديگر دارد: يعني پسر گور. يكي از سنت هاي رايج اسياي ميانه در مورد كوراوغلو اين است كه وي در گوري به دنيا آمد در حالي كه مادرش فوت شده بود. روايت تاجيكستان هم در اين شگفت انگيز است. در اينجا كوراوغلو از يك سو همگون با سنت ازبكستان مفهوم »پسر گور« دارد و از ديگر سو از براي همسويي با سنت آذربايجان معني پسر یك نفر كور »كورزاده« دارد.

افزون بر اين،اين دو روايت در تاجيكستان درباره كودكي كوراوغلو افسانه اي ديگر دارد. اينكه پسر مادر مرده با شير ماديان يكي از اصطبل هاي رستم زنده شد. پيدا كردن بنمايه هاي مشابه زياد دشوار نيست ـ دو بنمايه خاص پيشتر پديد آمده بود:

كورش به وسيله يك سگ ماده و روملوس و روموس توسط يك گرگ ماده شير داده شدند. اينكه سنت هاي حماسي كوراوغلو در ميان اقوام مختلف متحول شده از همين ويژگي ها روشن مي شود. پيروان كوراوغلو در روايات متعدد آذربايجان افرادي ماجراجو (اغلب چهل تن) هستند كه به جامعه آكنده از جور و ستم خويش پشت كرده اند. ولي همين افراد در روايت حماسي ازبكستان، افرادي هستند زمين دار و بي احساس و اين خصوصيات را از پدرانشان به ارث برده اند. گفتني است كه ايدئولوژي روايات حماسي كوراوغلو در آذربايجان، انقلابي تر از ساير روايات حماسي آسياي ميانه است. در روايات آسياي ميانه گرايش توده مردم چندان شفاف و روشن نيست. ولي انديشه مترقي و عالي چرخه حماسي كوراوغلو يعني مبارزه مردم با ستم بيگانگان، همچنان حفظ شده است.

روايات متعدد حماسه كوراوغلو به لحاظ قالب هم متفاوت است. بيشتر بخش هاي نسخه هاي كوراوغلو در آذربايجان و تركمنستان به نثر است و حال آنكه چكامه هاي مربوط به قهرمانان داستان، منظوم است. ازبك ها بيشتر از بخش هاي منظوم بهره گرفته اند و قزاق ها نيز، ولي تاجيك ها به ندرت از نظم استفاده كرده اند. چنانكه گذشت روايات آسياي ميانه از حماسه كوراوغلو را بايد جزو روايات بسيار جديد برشمرد. تاريخ آنها در حقيقت به قرن هجدهم و نيمه اول قرن نوزدهم بر مي گردد. اما پاره اي از وقايع كه به احتمال برگرفته از چرخه هاي حماسي ديگر است، بسيار كهنه هستند.